Thursday, April 7, 2011

شیخ سبز


این چند خط را برای شیخ سبز می نویسم . برای مهدی کروبی . برای او که با شجاعتش نشان داد قشر روحانیت استثناء دارد . برای او که با پایداریش نشان داد قشر روحانیت استثناء دارد . برای او که همراهمان ماند و نشان داد که قشر روحانیت استثناء دارد . برای او که نشان داد در میان روحانیت و مراجع ترسو و بزدل ، شیخ سبزیست که شجاعتش را دشمنانش نیز می ستایند . برای شیخ سبز می نویسم که باعث شد با تمام اختلاف عقیده ها او را تحسین کنم . برای او که همواره افشاگر ظلم ضحاک بود ، حتی زمانی که مارهای شانه های ضحاک خودنمایی نمی کردند . برای شیخ سبز که فریاد جوانان پرپر شده ضحاک شد . برای  او که پا به پایمان آمد و اکنون ما در راه ماندیم و او پیش رفت . برای او که تقیه نکرد و راست گفت از علایق و عقایدش ، هر چند که با علایق و عقاید ما متفاوت بود . برای شیخ سبز که کبودیهای بدن پیرش ، ترس ضحاک زمان بود از آزادمردی یک پیرمرد . برای شیخ سبز که استثناست در میان روحانیون تن پرور ، روحانیونی که بوسه بر دوش ضحاک زدند و اکنون محو تماشای مارهای دوش ضحاکند . این چند خط را برای شیخ سبز می نویسم . برای مهدی کروبی . و همچون شیخ سبز ، خواهم گفت که درفش سبز کاویانی را زمین نخواهیم گذاشت.

No comments:

Post a Comment